چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387
مدت زیادیه که بیمارم
بیمار و بی مار
و همه این شبها این ترانه به مغزم حمله میکرد:
خیلی ممنون که میپرسی حالمو
خیلی ممنون که نگرانی واسه من
خیلی ممنون که میخوای بدونی با کیم؟کجام؟
پس چرا دلت نمیسوزه واسه سادگی هام؟
نوشته شده توسط NOBODY در ساعت 19:42 | لینک
|
