تبليغاتX
سلول انفرادي من

در ايام عيد دسترسي كمي به اينتر نت داشتم و از طرفي مثل يك كوزت واقعي مشغول رسيدگي به كارهاي منزل بودم. در اين باره مطالب زيادي را ياد داشت كردم اما تصميم گرفتم برايتان ننويسم .چون خيلي هنديه.....

 مسافران نوروزي به شهر ما مي آمدند ولي من به دنبال جاده اي براي فرار از اين هواي پا ك تنها چيزي كه دلگرمم ميكرد تماشاي روزانه شكوفه هاي آلبالوي خا نه مان بود و روند سبز شدن شكوفه هاي آلوچه.

حتي فرصت رفتن به دريا را هم پيدا نكردم.تا برايش بخوانم....دريا ..دريا..ببين امشب من تنهام.امشب دلگيرم از مهتاب..

 ده روز است كه از آن هوا به هواي ديگري آمده ام.از سبزه به خاك.....از باران به باد....از ديگران به خودم اين چند روزه ننوشتم چون نميخواستم اين صفحه غمگين باشد .حالا بهترم......

و شايد تولدي دوباره و يا بهتر بگويم هزار باره...... و

 سوال بهانه اي ا ست براي شنيدن صدايت.چه خبر؟؟؟؟

 همين...

نوشته شده توسط NOBODY در ساعت 21:24 | لینک  |